تبليغاتX
×××باز کن دکان که وقت عاشقی است×××
×××باز کن دکان که وقت عاشقی است×××
×بیا و نو گل این بلبل غزلخوان باش×

درباره

×بلبل از فیض گل آموخت سخن ورنه نبود ×× این همه قول غزل تعبیه در منقارش (حضرت حافظ)
______________________

×وهبت للورود نفسی×× فطبت بالنفس نفسا (صنوبری)

پيوندها

پيوندها ي روزانه

نويسندگان

آرشيو مطالب

آرشيو موضوعي

طراح قالب

احسان فيروزكوهي

قالب ساز

Powered By
BLOGFA.COM

پازل

 

 

دخترك بي خبر و لبخند زنان دست به بازي سرنوشت داد.

 

روزگار من:

                      دلم خاليست.....

                                         دلم از بيش و كم خاليست.

روزگار تو:

                    خسته شدم بس كه دلم دنبال يك بهونه گشت...

 

تاب سواري و شادي كودكانه، شاديِ روزهاي با طراوت عشق...

 

تو ناگهاني رفتي و من تا سالها:

 

              نه بسته ام به كس دل

                                           نه بسته كس به من دل

 

ديروزها كسي را دوست داشتي و امروز تنهايي.. تنهاييِ عريان.

 

آرام جانم نبود و درد بي عشقي ز جانم طاقت برده بود.

 

ولي تو باز مي‌گشتي؛ تو بازمي گشتي و من...

 

روان دائم يك دوست داشتن بودم.

 

آن روز دوباره آمدنت من در عمقِ نشيبِ عشق بودم، تو مرا به دام

 

انداختي  و تا اوج فراز بردي.. دلم را بردي!

 

عاشقم كردي  به همين سادگي  چه خوب كاري كردي...

 

و حالا كارم اندر عشق مشكل شده است، و انديشة وصالت در گمانم

 

نيز نمي‌گنجد...

 

كودك شش روزه‌ات حيران است و سرگردان،

 

حيران و سرگردان اما..

 

                            لبخند زنان...

 

بايد لب فرو بست و گشود و دم نزد...

 

بايد ايستاد و فرود آمد....

 

بايد به پايان نينديشيد كه همين دوست داشتن زيباست...

 

:: نویسنده : آبان | لینک مطلب |

من بر من بی من عاشقم...

 

آه.............

ازین ماه بدارید دست..

دختر عاشق کش عاشق شده است***

:: نویسنده : آبان | لینک مطلب |

بهار87 (سال موش)

 

بهار آمد.......

                      بهار آمد.............

 بهار دلربا آمد

 

*************بهاری باشید**************

:: نویسنده : آبان | لینک مطلب |

غم و شادی بهمند!

:: نویسنده : آبان | لینک مطلب |

سکوت

فریاد من

بلندتر از سکوت تو نیست

ما از جاده های بزرگ میگذریم

تا به راه های کوچک رسیده باشیم

و از راه های کوچک...

تا پیاده رویی خاکی

در انتهای خود

مرا به کلبه ای برساند که از قاب پنجره اش

به راه ها و جاده ها خیره شوم !

                                                                      "گروس عبد الملکیان"

 

:: نویسنده : آبان | لینک مطلب |

خدایا از دهانش بشنو...

مرگ

 

ما مرگ رو فراموش کرده ایم... کاش مرگ هم ما رو فراموش می کرد.....

شمسی آروم آروم گریه می کنه، دستشو زده زیر چونش فکور و گریونه..

اشرف فقط نگاه می کنه گاهی اشک می ریزه دائم نرگس رو زیر نظر داره:

مامان جان بیتابی نکن........

زهره های های گریه می کنه: خدا.... خدا........ خدا........ خدا.........

خدا............. آخه چرا؟!

(الان نزدیک به 3 ساعته که این کلمات رو تکرار میکنه، و هر بار سوزناک تر

 از پیش!)

خدا.. آخه چرا؟!؟ یعنی من دیگه مامان ندارم! حالا من به کی بگم مامان؟ به کی بگم؟!

سوالی که تو ذهن من می چرخه فقط همینه یعنی یه مامان با تمام حضور و

وجودش یهو محو میشه؟!

واقعا آدم باید کی رو مامان صدا کنه؟

دختران گریان عمو خواهران زنعمو رو هم باید آروم کنند، به فکر شام باشند، به همه

چای و خرما تعارف کردید؟! حلوا چی؟! کسی هست حلوا درست کنه؟

مردم انگار یادشون رفته که کی داغ دیده......

بنیامین اومده پیشم میگه: عمه مردن خیلی بده، خدا کنه ما هممون هزار ساله بشیم بعد

بمیریم.......

آخه بنی کوچولوی من تا یک میلیون بلده بشماره و فکر می کنه هزار سال کافیه!

هزار سال برای منم خیلی زیاده چه برسه به بنیامین هفت ساله....

دوباره گفت: نه عمه! آخه همه با هم که هزار سالمون نمی شه!

خدا کنه همه با هم بمیریم که هیشکی زود تر از اون یکی نمیره.

آمین.........

( غمگین تر از همه زهرا، عروسی عقب افتاد)

:: نویسنده : آبان | لینک مطلب |

جاده

:: نویسنده : آبان | لینک مطلب |

تنهایی خیس نیمکت

 

حیف نیست؟!

به تنهایی خیس این نیمکت نگاه کن!

            و یاد آر

                                      از آن روزهای به یاد ماندنی...

            که جز او کسی شاهد

                                     آن لحظه های ناب نبود...

 نیمکت خیس

:: نویسنده : آبان | لینک مطلب |

بلبل بیدل

 

 

 

بلبل من یک سالگی ات مبارک

 

 

:: نویسنده : آبان | لینک مطلب |

شکوفه

shiraz

 

   با تو دیشب تا کجا رفتم...             وان سوی ستاره ها رفتم......

 

محبوبم...

 

باز هم دیشب خواب تو را دیدم....

 

چرا این همه غمگینی؟!؟

 

محبوبم...

 

خواب تو را که می بینم زمستانم یکسره بهار می شود....

 

دیشب با هم شکوفه ای چیدیم، درختان هم با ما خندیدند....

 

 

:: نویسنده : آبان | لینک مطلب |

رماندی و رمیدی........

 

ما چون ز دری پای کشیدیم    کشیدیم

 

امید ز هر کس که  بریدیم    بریدیم

 

دل نیست کبوتر که چو برخاست نشیند

 

از گوشه ی بامی که پریدیم    پریدیم

 

رم دادن صید خود از آغاز غلط بود

 

حالا که رماندی و رمیدیم و    رمیدیم

 

کوی تو که باغ ارم و روضه ی خلد است

 

انگار که دیدیم ندیدیم    ندیدیم

 

صد باغ بهار است و صلای گل و گلشن

 

گر میوه ی یک باغ نچیدیم    نچیدیم

 

سر تا به قدم دعاییم و تو غافل

 

هان واقف دم باش رسیدیم    رسیدیم

 

وحشی سبب دوری و این قسم سخن ها

 

آن نیست که ما هم نشنیدیم    شنیدیم

 

 

:: نویسنده : آبان | لینک مطلب |

فال شب یلدای من

 

فکر بلبل هم آن است که گل شد یارش

 

گل در اندیشه که چون عشوه کند در کارش

 

دلربایی آن نیست که عاشق بکشند

 

خواجه آنست که باشد غم خدمتکارش

 

جای آنست که خون موج زند در دل لعل

 

زین تغابن که خزف می شکند بازارش

 

بلبل از فیض گل آموخت سخن ورنه نبود

 

این همه قول و غرل تعبیه در منقارش

 

ای که در کوچه ی معشوقه ی ما می گذری

 

بر حذر باش که سر می شکند دیوارش

 

آن سفر کرده که صد قافله ی دل همره اوست

 

هر کجا هست خدایا به سلامت دارش

 

صحبت عافیتت گر چه خوش افتاد ایدل

 

جانب عشق عزیزست فرو مگذارش

 

صوفی سر خوش ازین دست که کج کرد کلاه

 

به دو جام دگر آشفته شود دستارش

 

دل *حافظ* که به دیدار تو خوگر شده است

 

ناز پرورد وصالست مجو آزارش

 

 

:: نویسنده : آبان | لینک مطلب |

2khtarane Entezar

:: نویسنده : آبان | لینک مطلب |

دلتنگی های من

محبوبم ...

 

دلتنگ تواَم

 

من همواره دلتنگ تواَم

 

ای کاش اکنون در کنارم بودی،

 

من برآنم که لحظاتی را که با تو به سر می برم را تنگ در

 

آغوش بگیرم و جرعه جرعه بیاشامم!

 

لَختَک ...        لَختَک....

 

تا بدان جا که لحظۀ تلخ عزیمت فرا رسد،

 

و من تا دیداری دوباره از آنان بهره جویم

 

و هرگاه دلتنگت شوم در اعماق وجودم تو را حاضر یابم...

 

من دلم می خواهد لحظات با تو بودنم را بِکِشَم! (bekesham)

 

آن قدر بِکِشَم که تا همیشه با من باشی...

 

محبوبم...

 

من دچار بدترین نوع دلتنگی ام چنانچه

 

 گابریل گارسیا مارکزِ عزیز گفته است:

 

بدترین شکل دلتنگی برای کسی آنست که در کنارِ او باشی

 

 و بدانی که هیچ وقت به او نخواهی رسید . . .

 

:: نویسنده : آبان | لینک مطلب |

سرلوحه ی زندگی من

 

روزی زنی از خانه اش بیرون آمد و سه پیرمرد با ریشهای بلند سفید را دید.

 

او آنها را نشناخت وگفت:من شما را نمیشناسم اما باید گرسنه باشید.

 

لطفا بفرمایید داخل وچیزی بخورید.آنها پرسیدند:آیا مرد خانه تشریف دارد؟

 

زن جواب داد نه او بیرون است آنها گفتند بنابراین ما نمیتوانیم داخل بیاییم.

 

عصر آن روز هنگامی که مرد خانه برگشت زن به او گفت که صبح

 

چه اتفاقی افتاده است.مرد گفت :برو به آنها بگومن در خانه هستم و

 

 انها را دعوت کن.زن بیرون رفت و انها را دعوت کرد.آنها جواب دادند

 

 ما همه با هم به یک خانه نمیرویم.زن پرسید چرا؟

 

یکی از پیرمردان توضیح داد:نام من "ثروت " است.نام ان دیگری

 

" موفقیت "و سومی هم "عشق".سپس اظهار داشت حالا به خانه برو

 

و با همسرت مشورت کن.و تصمیم بگیرکه کدام یک از ما به خانه شما بیاییم؟

 

زن رفت و مطالبی را که ان پیرمرد اظهار داشته بود به همسرش گفت.

 

همسرش از فرط خوشحالی پاسخ داد:چه عالی!حالا که این موقعیت

 

 پیش آمده بگذار ثروت را دعوت کنیم تا تمام زندگی ما را از مال و

 

 منال پر کند.زن با او مخالفت کرد و گفت:عزیزم چرا موفقیت را دعوت

 

نکنیم؟عروس انها که از گوشه اتاق مشغول شنیدن حرفهایشان بود

 

وسط صحبتهایشان پرید و گفت:آیا بهتر نیست عشق را دعوت کنیم؟

 

آن وقت خانه ما پر از عشق میشود.شوهر به زن گفت:بگذار رعایت نصیحت

 

عروسمان را بکنیم.برو عشق را به خانمان دعوت کن.زن بیرون رفت

 

 و پرسید:کدام یک از شما عشق است؟لطفا بفرمائید مهمان ما باشید.

 

عشق برخاست و به طرف خانه به راه افتاد.دو نفر دیگر هم برخاستند

 

و او را دنبال کردند.زن شگفت زده از ثروت و موفقیت پرسید:من فقط عشق

 

 را دعوت کردم شما چرا می آیید؟پیرمردها پاسخ دادند:اگر تو ثروت یا

 

 موفقیت را دعوت کرده بودی دوتای دیگر بیرون در میماندیم.اما چون تو

 

 عشق را دعوت کردی هر جا او برود ما هم با او میرویم.

 

"هر کجا عشق باشد ثروت و موفقیت نیز هست."

 

:: نویسنده : آبان | لینک مطلب |

This Template Designe By TemplateFA - All Righte Reserved By bolbole-bidel.Blogfa.Com